روان‌شناسیِ فضا

 

نوشته‌ی دیوید اوون

بخش دوم

از دفتر مرکزی اسنوهتا در اسلو که نزدیک یک پایانه‌ی کشتی‌های کروز در آبدره‌ی اسلو قرار دارد، تا خانه‌ی اپرا پیاده پانزده دقیقه راه است. ساختمانش انبارمانند است و ورودی‌اش رو به خیابان نیست. بیرونش چنان توصیف‌ناپذیر است که پس از آنکه صد یارد [1] از کنارش گذشتم و از یک مرد پلیس آدرسش را پرسیدم، به من جهتی اشتباه را نشان داد. درونش هم عمدتا یک اتاق بزرگ است که آزادانه به سه منطقه تقسیم شده است که ثورسن که در آنجا ملاقاتش کردم، آنها را سر ( میزها، میزهای طراحی و کامپوترهایی برای حدود 100 کارمند)، شکم ( آشپزخانه‌ی تجاری و دو ردیف میز ناهارخوری که همه پشت آنها ناهار می‌خورند.) و دست‌ها ( کارگاه‌ها در عقب) توصیف کرد. دو طرف ساختمان که رو به آبدره است، پنجره‌های قدی بسیاری دارد و من در همین مورد از ثورسن پرسیدم که آیا چشم‌انداز آبِِ رونده حواس‌ها را از کار پرت نمی‌کند؟ او گفت که اتفاقن این چشم‌انداز به عنوان یک کاهنده‌ی ضربانِ متناسب با اندازه‌ی یک دفتر و بالابرنده‌ی بهره‌وری عمل می‌کند. بندرگاه نوعی کندی دارد؛ کشتی‌ها آنجا در حال حرکتند و پس از گذشت نیم ساعت همچنان می‌توانید آن‌ها را ببینید. 

ثورسن بلندقامت است و مویش کوتاه و تقریبا قرمز و ریش تُنُکِ در حال خاکستری شدنی دارد. او با همان شتابی صحبت می‌کند که یک کشتی کروز آبدره‌ی اسلو را می‌پیماید.  در سال 1987، زمانی که او بیست و نه ساله بوده، او و گروه کوچکی از دیگر معماران و معمارانِ مناظرِ طبیعی‌نمای [2] جوان نروژی استودیویی تشکیل می‌دهند که آن را از روی نام بلندترین کوه در جایی که امروزه جزئی از پارک ملی دُورِفیِل سوندالزفیِلا [3] است، نام‌گذاری شد. در سال 1989 ثورسن و تعداد اندکی از اعضای گروه تصمیم گرفتند به رقابتی بین‌المللی برای آفریدن جایگزینی مدرن برای کتابخانه‌ی افسانه‌ایِ اسکندریه که در سال 48 پیش از میلاد سوخت، وارد شوند. آنها با دوست اتریشی ثورسن و دوست آمریکاییِ دوستانش- دایکرز-که در لس‌آنجلس بر روی پروپوزالشان کار کرده بود.

در رقابت اسکندریه بیش از 500 نفر از ثبت نام‌کنندگان، معمارانی از سراسر دنیا، که بسیاری مشهور بودند، پذیرفته شدند. اسنوهتا در آن زمان فقط گمنام نبود؛ حتی یک شرکت واقعی هم نبود. ثورسن، دایکرز و دوستانشان پروپروزالشان را در یک آپارتمان در لس‌آنجلس  که برای شش هفته اجاره کرده بودند، آفریدند. آنها مبلمانشان را از شرکتی که برای استودیوهای فیلمسازی پشتی [4] تأمین می‌کرد، اجاره کردند. ثورسن می‌گوید که آنجا مانند استیودیوی فیلمبرداری بود. چیزهایی که آنجا بود واقعی بودند اما استفاده‌ای که ما از آنها میکردیم یعنی واقعا به کارشان می‌گرفتیم، نامعمول بود.

ثورسن گفت چالش اصلی طراحی پیدا کردن راهی بود که افسانه‌ی کتابخانه‌ی باستانی را گرامی بدارد، بدون اینکه جای آن را بگیرد. باید چیزی کاملا جدید می‌بود  تا آن را با تصویری در سرتان اشتباه نگیرید. همزمان، باید حسی از بزرگی و حتی عظمت به شما می‌داد. اما این عظمت باید انسانی می‌بود که گشوده باشد و افراد را به درون آن بخواند . محل بنا بر لبه‌ی بندرگاه شهر واقع بود. نزدیک به جایی که تصور می‌شود محل بخش‌هایی از  کتابخانه‌ی اصلی بوده است. اما زمینش نسبتاَ کوچک بود و در محله‌ای محاصره شده با ساختمان‌های غیرمتمایز سازمان‌ها قرار داشت، که به وسیله‌ی بلوار پهنی از آب جدا می‌شد. برای ساختمان اصلی، معماران مخروطی کوتاه با بامی گرد و شیبدار رو به مدیترانه طراحی کردند و چهار طبقه از یازده طبقه‌ی اصلی کتابخانه را در زیرزمین قرار دادند، تا ورودی در میانه‌ی سازه باشد. برای بیشتر نمای انحنادارِ ساختمانِ اصلی، پوششی بدون پنجره از جنس بلوک‌های گرانیت جلانخورده، که بر رویش هزاران کلمه از 120 سیستم نوشتن باستانی و مدرن حک شده بود، اختصاص دادند. گستردگیِ گرانیتِ حک شده برای این در نظر گرفته شده بود تا پلی نمادین میان کتابخانه‌ی اصلی و کنونی بسازد و همچنین از ساختمان در برابر بادی که از صحرا برمی‌خیزد، محافظت کند.

ثورسن ، دایکرز و دیگران احساس کردند شانسی برای برد ندارند. دایکرز می‌گوید: « ما حس می‌کردیم طراحی‌مان منحصر به فرد است و داورها به ما جایزه‌ای اختصاص می‌دهند.» ثورسون به یاد می‌آورد زمانی که کمیته‌ی داوری با آنها تماس گرفته بود، نمی‌توانست بفهمد مرد پشت خط که مصری بود می‎‌گوید اول یا سوم [5] . او می‌گوید: « واقعا فکر می‌کردم جوک باشه. باید اون شماره رو دوباره می‌گرفتم. معلوم شد ما مسابقه رو بردیم.»

کتابخانه‌ی جدید  تا سال 2001 تکمیل نشد؛ فقط مذاکرات قراردادها تا سال 1993 طول کشید. اما ثورسن می‌گوید که برنامه‌ی زمانی به دست آمده واقعا مفید بود، زیر این تأخیر به معماران جوان زمان داد تا آدرس و مبلمانی ثابت برای خود دست و پا کنند و تحصیلاتشان را در زمینه‌ی طراحی و ساخت ادامه دهند.  آموزش به کارگران مصری برای حک کردن نشانه‌ها بر روی بلوک‌های گرانیت دو سال به طول انجامید ( طراحی ِ این نشانه‌ها توسط ژرون سانز [6]  که یک هنرمند نروژی و همسر ثورسن بود، انجام شد.) برای چندین سال، این معماران از چندین منبع، شامل یونسکو و دولتِ نروژ کمک مالی دریافت می‌کردند که ضروری بود، زیرا ثورسن می‌گوید زمانی که پروژه شروع شد آنها همه بی‌پول بودند.  

 

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

 

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

 

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

کتابخانه‌ی مدرنِ اسکندریه در مصر

 

منبع: The New Yorker 

مرتبط: روان‌شناسی فضا، بخش اول ،  نوسازی، تغییر مدل یا بازسازی؟ کدام یک برای ساختمان قدیمی‎تر شما مناسب است؟

 

 

[1] حدود نود و یک متر 

[2] landscape architect

[3] Dovrefjell-Sunndalsfjella

[4] props

[5] “first” or “third”

[6]  Jorunn Sannes