روان‌شناسیِ فضا

نوشته‌ی دیوید اوون

بخش چهارم

دفترِ نیویورکِ اسنوهتا در ساختمانِ قدیمیِ کونارد لاین [1] در برادویِ پایین [2] واقع شده است. این ساختمان مشرف به مجسمه‌ی سه و نیم تُنیِ آرتورو دی‌مودیکا [3] به نام « گاوِ مهاجم [4]» است که در دورترین بخش شمالیِ بولینگ گرین پارک [5] قرار دارد و به عنوان بزرگداشتی بر وال‌استریت محسوب می‌شود. این نقطه مقصد محبوبی برای توریست‌ها است که بسیاریشان برای گرفتن عکس‌هایی با مجسمه کنارش ژست می‌گیرند. دایکرز به من می‌گوید که سال‌هاست شلوغیِ کنار مجسمه‌ی گاو را مشاهده می‌کند و اینکه می‌توان توریست‌های کنار مجسمه را به دو گروهِ تقریباَ مساویِ افرادی که برای عکس انداختن کنار سر مجسمه می‌ایستند  و کسانی که برای این کار پشت مجسمه می‌ایستند، تقسیم کرد. دایکرز می‌گوید که این مجسمه یادآور سودمندی است برای اینکه انسان‌ها متفاوت‌اند و هر کس ایده‌ی خودش را برای طراحی دارد.  او ادامه می‌دهد:« بخش زیادی از کار  ما به عنوان معمار، توجه به این نکته است که بسیاری از افراد علاقه دارند برای عکس انداختن در کنار پشت گاو بایستند.

دایکرز جمع و جورتر و کم چین و چروک‌تر از ثورسن است اما فروتنیِ مشابهی دارد. چند روزی طول کشید تا بفهمم ایلِین مولینار [6] که او نیز در دفتر نیویورک کار می‌کند و از زمان پروژه‌ی اسکندریه عضو شرکت بوده است، همسرِ اوست. آن‌ها اوایل دهه‌ی هشتاد زمانی که دانشجو بودند در دانشگاه آستین تگزاس با هم آشنا شدند. (مولینار در ابتدا دانشجوی باله بوده و سپس به معماری تغییرِ رشته داده است.) آنها در بروکلین زندگی می‌کنند و هر روز با کشتیِ مسافری [7] سر کار می‌آیند.

اسنوهتا دفتر نیویورکش را پس از دریافت کمیسیون برای طراحیِ غرفه‌ی [8] مرکزِ تجارتِ جهانی افتتاح کرد و در یک بعد از ظهر من به همراه آن لویسون و آرون دورف، معماران اسنوهتا که برای سالها درگیر پروژه‌ی طراحیِ غرفه بوده‌اند، به محل احداث غرفه رفتیم. کلاه ایمنی و جلیقه‌ی زرد رنگ پوشیدیم و پس از بازرسی به دروازه‌ای در لبه‌ی محلّ ساخت و ساز رسیدیم. محل ساخت هنوز آشفته است، اما بخشی از پلازا [9] در اطراف آبنماهای یادبود- که درون فضاهایی که قبلن در تملک بنیاد برج‌های دوقلو و توسط مایکل آراد و پیتر واکر  طراحی شده –  همن حالا هم یکی از محبوب‌ترین مقاصدِ توریستیِ در سطحِ شهر است. غرفه‌ی اسنوهتا  که اکنون به صورتِ آزمایشی برنامه‌ریزی شده است تا در اواخر سال 2013 افتتاح شود،  کریستالی سه طبقه و نامتقارن از جنسِ فولادِ ضدّ زنگ و شیشه است که گویا از آسمان افتاده است و خودش را داخل پلازا جای کرده است. اینجا شاملِ محلّ بازرسیِ امنیتی برای موزه‌ی یازدهم سپتامبر است که توسط شرکتِ آمریکاییِ دیویس برادی باند طراحی شده است و همینطور یک فودکرت، یک سالن اجرای کوچک و اتاقی پناهگاه‌مانند برای قربانیانِ نجات‌یافته‌ی یازده سپتامبر . طراحی این غرفه به این خاطر پیچیده بود که هیچ کدام از بخش‌های ساختمان برای خودش پایه‌ای ندارد: بخشِ عمده‌ای از سازه بر روی یک ایستگاهِ مترو قرار دارد که توسط معمار اسپانیایی، سانتیاگو کالاتراوا طراحی شده است و مابقی آن نیز بر فراز موزه معلق است. لویسون می‌گوید: « ما حتی نمی‌توانستیم چیزهایی به سازه‌مان اضافه کنیم. نمی‌توانستیم بگوییم: می‌شود اینجا به ما یک کمی بیشتر پایه‌ بدهید تا بتوانیم طرف شمالی ساختمان را بالا ببریم؟ بنابراین طرف شمالیِ ساختمان واقعاَ از استوانه‌ای بر روی بام آویخته است.  

لویسون می‌گوید او و همکارانش محدودیت‌های پروژه را به عنوانِ یک چالش می‌دیدند، نه یک چیز ناخوشایند و از چندین ترفندِ  دیداری استفاده کردند تا ساختمان بزرگتر به نظر برسد.  او ادامه می‌دهد که نامعمول بودنِ شکلِ ساختمان و نوارهای باریکِ افقی بر روی پوشش شیشه و فولادِ ضد زنگ، ابعادِ غرفه را  برای کسی که آن را از پلازا می‌بیند، ناواضح می‌کند.  او می‌گوید: « شما متوجه بزرگیِ آن نمی‌شوید. اگر نزدیک آن بایستید، بسیار بلند یا دراز به نظر می‌رسد. اگر به هر یک از طرفین آن نگاه کنید، حس می‌کنید بسیار طولانی است. چنین  عدم اطمینانی مشابهِ اثرِِ  «لبه‌ی بی‌پایان» بر روی بامِ اپرای اسلو است.

بزرگترین پروژه‌ی آمریکاییِ در حالِ ساختِ اسنوهتا توسعه‌ی موزه‌ی هنرهای مدرن سانفرانسیسکو است. ساختمانِ فعلیِ موزه، که در سال 1995 افتتاح شده، توسط معمار سوئیسی، ماریو بوتّا، طراحی شده بود و بنایی تیره و دلگیر است: دژی با آجرهای قرمز بر روی یک بلوک شهری شلوغ، در جایی که سابقاَ محله‌‌ای حاشیه‌ای بوده است. اسنوهتا بیشترِ ساختمان بوتّا را دست‌نخورده باقی خواهد گذاشت؛ آنچه اضافه می‌شود، زمانی که از خیابان دیده شود، کمی شبیه به یک کشتیِ اقیانوس‌پیمای سفید است که عقب و بر روی این ساختمان پارک شده باشد، که فضای گالریِ موزه را حدوداَ  سه برابر خواهد کرد. جا دادن جمعیتِ موردِ انتظار- آمارِ  بازدیدِ سالیانه‌ی اس.اف.موما [10] از سال 1995 بیش از دو برابر شده است و به حدودِ ششصد و پنجاه هزار نفر رسیده است و گسترشِ موزه تعداد بیشتری را هم جذب خواهد کرد.- احتیاج به همان احساسی نسبت به دینامیک‌های شهری دارد که اسنوهتا را برای طراحیِ اپرا راهنمایی کردند. همین تابستان گذشته، شرکتِ مهندسیِ آروپ [11]، که آن نیز روی همین پروژه کار می‌کند، یک شبیه‌سازیِ کامپیوتری به نام « مدلِ جریانِ بازدیدکننده» اجرا کرد، که اسنوهتا را قادر ساخت تا مشاهده کند که چگونه مؤلفه‌های طراحی‌اش احتمال تاثیر بر روی حرکت موزه‌روها را دارند. این معماران این توانایی را داشتند که یک مدل کامپیوتری از ساختمان را با بازدیدکنندگانِ انسانِ مجازی پر کنند و بر روی آنچه رخ می‌دهد مطالعه انجام دهند. دایکرز می‌گوید: « هر فرد برنامه‌‌نویسی می‌شود؛ وزن، قد، سرعتِ راه رفتن، علایق. سپس او را به حرکت در می‌آورید و می‌توانید ببینید که کجا به راه‌پله‌ها و دستشویی‌ها و بادجه‌های بلیت‌فروشی بیشتری نیاز دارید ودر واقع می‌توانید ببینید که آستانه‌ی رنجش افراد کجاست.»

هدف چنین آزمایشی حذفِ منابع رنجش نیست؛ دایکرز می‌گوید که گاهی هیجان‌انگیزترین نتایج با ایجادِ موانع می‌آیند و نه با حذف آنها. ثورسن به من گفت: « بام اپرا را به مردم این توانایی را داد چیزهای بخصوصی را تجربه کنند که پیش از آن تجربه نکرده بودند.  من فکر می‌کنم که چنین چیزی در معماری هیجان‌انگیز است؛ خلقِ موقعیت‌های تازه. چیزی را جابجا می‌کنید و دوباره سر جایش می‎‌گذارید. موانع شناخته‌شده را برمی‌دارید و موانع جدیدی روانه می‌کنید. با این کار شما حرکت را تغییر می‌دهید  و با تغییرِ حرکت شما ادراک از فضا را تغییر می‌دهید.  این دقیقاَ همان کاری است که باید با میدانِ تایمز انجام داد.»

 

موزه‌ی هنرهای مدرن سانفرانسیسکو پس از بازسازی

موزه‌ی هنرهای مدرن سانفرانسیسکو پس از بازسازی

 

منبع: The New Yorker 

 

مرتبط: روان‌شناسی فضا، بخش اول ، روان‌شناسیِ فضا، بخشِ دوم ، روان‌شناسیِ فضا، بخش سوم و  نوسازی، تغییر مدل یا بازسازی؟ کدام یک برای ساختمان قدیمی‎تر شما مناسب است؟

 

 

 

[1] Cunard Line Building

[2] Lower Broadway

[3] Arthuro Di Modica

[4] Charging Bull

[5] Bowling Green Park

[6] Elaine Molinar 

[7] ferry

[8] pavilion

[9] Plaza

[10] SFMOMA

[11] Arup